¤¤ ای بابا من کی گفتم که تو استان گيلان دو متر برف بياد؟؟ من فقط گفتم که اينجايی که من هستم تازه اونم فقط دور تا دور خونمون تا پله سوم حياطمون برف بياد که اونم نيومد و الان افتاب سوزان  و درخشنده ای بر پهنه ی آسمان خودنمايی می کنه.!!!!!!!!! من غلط کنم دلم بخواد اونجا اینجوری بشه...

¤¤ ديشب دکتر قناعی رييس دانشگاه داشت صحبت ميکرد و می گفت برق بيمارستان شفا قطع شده. و آب بيمارستانهای رازی و پورسينا و ۱۷ شهريور هم قطعه.....خدايا به فکر اون مريضهای بدحال بدبختم... مخصوصا تو بيمارستان رازی که مرکز دياليزه و اگه آب و برق  نباشه خيلی به حالشون بد ميشه...يا بيمارستان اطفال...يا همون پورسينا...تازه می گفت که ذخيره کپسولهای اکسيژن هم رو به اتمامه... حالا ديگه نمی دونم تا الان وصل شده يا نه؟؟ برق بيمارستان شفا که قطع بشه برق حشمت هم که بغل دستشه احتمالا قطع ميشه...( بيمارستان قلب )  به نظر شما از اين موتور برق ها ( نميدونم اسمش چيه يه چيزی که وقتی برقها قطع ميشه دوباره برق رو وصل ميکنه !!! چی گفتم!!) دارن اونجا؟؟ اخه اين مريضای قلبی اگه ارست کنن بدون برق که نميشه سی پی آرشون کرد..... اصلا بدون اب و برق چيکار ميشه کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟..
دارم به انترنهای کشيک هم فکر ميکنم که الان چه حالی دارن...احتمالا اونايی که شب قبل از برف کشيک بودن همچنان در حال کشيک دادن هستند  ( ميشه کشيک۹۶ ساعته ) و از مرنينگ و اين جور برنامه ها هم خبری نيست و اينا.....
مامانم ميگه اگه پارسال که تو اونجا بودی اين برف اومده بود من بايد چيکار ميکردم؟؟؟( خودش؛ مامان من خدای نگرونيه.) ولی من دوست داشتم الان اونجا بودم...نه به خاطر برف ها...نه.... دوست داشتم تو بيمارستان بودم....

¤¤ ديگه نوشتنم نمياد....تا بعد.

¤¤ بدرود.

 

 

/ 4 نظر / 7 بازدید
اناهیتا

دارم الان مامانتو اگه تو الان انترن رشت بودی تصور می کنم اخی دلم واسه نگرانیای همیشگیش تنگ بود ...حسرت به دل من گذاشت که یه بیار تو رو با شب رو که نه بعد از ظهر رو ببرم تهران

maryam

هه!حميده ای من يه بيمارستان شفا تو ساری می شناسم نکنه همونه؟!هه نمی دونم شايد يه عالمه بيمارستان شفا تو ايران باشه!:)اما من ساری رو می دونم!يه جورايی ساروی ام!؛):*

Flu

باز هم دلسوزی و مهربونی يه متولد ارديبهشت!

اناهیتا

هپی ولنتاین بهترین دوست خوشگلم دوست دارم