دختر:اين سربالايی پدر آدمو در مياره؛باز خوبه آدم مطمئنه يکی منتظرش هست وگرنه به چه عشقی اين سربالايی رو ميره بالا؟
استاد: وقتی هم مطمئنی کسی منتظرت نيست؛ راحت ميری بالا.
دختر: پس به نظر تو من چرا سخت ميرم بالا؟
استاد: برای اينکه مطمئن نيستی. مرددی.

(شبهای روشن. فرزاد موتمن)

من از تو پنجره
تو از من پله ساخته ای
و رو به رويت که می ايستم
لبخند که نه
غمی غريب بر لبانت به دنيا می آيد.
خدا که حرفش را گفت....
اين چند سطر مانده را می نويسم و
نقطه
و فردا
تنها
تصويری از تو می ماند
در قابی از آسمان
               از خورشيد
                            و من که طاق باز دراز کشيده ام
نه برف
نه باران
از آسمان خاک می بارد.
                     می بارد
                     می 
                     با
                     رد
خاک بر سرم
من داغ بوده ام
و تازه می فهمم
که تصوير چشم های تو کم
                               کم
                               کم می شود.
من تنها می شوم.
تو تنها....
نه!
اين فعل
حذف با قرينه معنا نمی شود.
می دانم نمی شوی
(( گروس عبدالملکيان))

پی نوشت:
۱ـ من شبيه مارمولکم؟ اصلا من مارمولکم؟
۲- دارم وسيله هامو جمع ميکنم که برم...اه اه ...چه سخته ساک بستن...
۳- اين گروه ABBA رو خيلی دوست دارم.
۴- يه بار رفته بوديم واسه ياس کارتون بخريم. بعد آقاهه رو سی ديه نوشت:( ملبان زبل)!!!! خنگ!! احتمالا داشته به زبون ياسمی نوشته؛ نه که ياس به مسواک ميگه مسباک ؛ به ملوان هم ميگه ملبان......ولی خيلی ديگه اند آی کيو و هوش بود طرف! آخه ابله! تو چند کلاس درس خوندي؟ تا پنجم ابتدايی هم خونده باشی به اون مغز قد خروست ميرسه که ملوانه اون؛ نه ملبان.......اوففففففف ادم چی داره که بگه؟

/ 13 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
موجود دوپا

حالا چی ميشه ، اصلا بگه ( ديفال ملبان زول ) ارزش داره آدم بهش فک کنه؟ بعضی وقتا بی دردی بد درديه، با شما نبودما خدای نکرده :د ، همينجوری گفتم که گفته باشم

treza

از این بی عدالتی خبر داری؟ به وبلاگ من برو تا با خبر بشی.

mina

سلام حميده ای :) داری ميری ؟ ...آخی ايشالا زودتر طرحت تموم بشه و با موفقيت برگردی خونه .برات آرزوی روزهای خوب و خاطره انگيز ميکنم ...هر چند که دور بودن از خونه سخته ولی بالاخره اين هم يه تجربه و خاطره ميشه برات .اميدوارم که هميشه و هميشه شاد باشی و پيروز ....دلم برات تنگ ميشه ؛):*

negah

پس تو هم رفتنی شدی عزيز من ...

ali

سلام موفق باشی دوست من از این به بعد منتظرم باش

maryam

من عاشق مارمولکم!حميده ای ميلم رسيده يا نه؟:* يعنی از شنبه ديگه حميده می ره پيش دراميها؟....اره منم فکر می کنم ساک بستن سخته!:)

ایمان

سلام بر دختر ارديبهشتی ٬ساک بستن سخته ولی نمی دونی چقدر سخت تره ساک بستن موقع برگشتن . شعری هم که نوشته بودی خيلی قشنگ بود مخصوصا با رسم الخطی که باريدن ازش می باريد

نازی

منم از شبهای روشن خوشم اومد .

moa

شبهايه روشن خيلی قشنگه خيلی