حيرت!


از رفتنت دهان همه باز ......
انگار گفته بودند:
                    پرواز! 
                    پرواز!

حیف شد. روح واقعا لطیفی داشت.

**
نمی خواسم بیام و بنویسم. راسش اصن حوصله موصله ندارم.اما دلم بدجوری گرفته.اصنم نمی دونم چرا؟  نمی دونم چرا غصه دارم الکی ملکی.
احساس می کنم وبلاگم درپیتی شده. با دل خجستگی توش چیزی نمی نویسم.
دخترعموی عشق دوران کودکیم دچار ترومبوسیتوپنی شده و امروز بون مرو شد....شاید واسه همین غمگینم...شایدم واسه قیصر امین پوره .....آره . شاید. یه زمانی چقد شعراشو می خوندم و تو وبلاگم می نوشتم....بعضی شعراشو حفظ بودم. از بچگی ازش خاطره دارم. از کلاس چاهارم که واسه اولین بار سروش نوجوان خریدم.....

**
با حالت گریه و غم و غصه و ناراحتی ٬ رفتم تو آشپزخونه ! دیدم یه دونه لاکم بالای کابینته. منم ورداشتم با حرص ناخونامو لاک صورتی زدم. حالام حوصله ندارم پاکشون کنم. فردا با همین لاک می رم سر کار. اصن به درک.

**
دلم کفش کتونی قودقودی رنگ می خواد.

**
دوس دارم زودتر سه شنبه بیاد. دلم تنگ شده.

**
مریض میاد پیشم خانوم ۲۸ ساله. تو این فاصله دو بار ازدواج کرده. سه چاهار تا بچه داره. معتاد بوده به مدت چند سال ٬ بعدش الان دو سال هست که ترک کرده... من نمی دونم اینا کی وقت کردن انقدر اکتیو باشن؟
ما که نفهمیدیم این ۲۸ سال زندگیمون چه جوری گذشت...

**
خیلی وقته کلاس خطمو نرفتم. تازه داشت دسم راه می افتاد .

**
دیگه غم یکی دو تا نیست............................

/ 16 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ميلاد

سلام بابا فکر کردی همه مثل ما هستن که تا نزديک ۳۰ سالگی هنوز رنگ افتاب مهتاب نديديم وچيزی از زندگی نفهميديم!!

تندر

خيلی اين حرفت بامزه بود که اينا چطوربی اين همه وقت داشتن که اکتيو باشن من خيلی ها رو ديدم مثل اين مورد البته مثبت تر ..ولی همين که اينقدر تونستن در همين فاصله زمانی فعاليت های مثبت داشته باشن واسه من هم عجيب بود

نگارنده

اينجا تولدش بود و من نيومده بودم!

نگارنده

غصه مصه چرا! دختر ارديبهشتی ِ نوستل! از اون نوستالژی های خوشگل بنويس از موکت قرمز راهروی خونه ی عمه از عروسک های کودکی از دوره ی مدرسه که اون موقع ها صبحی بعداظهری بود!! بعدش هم عصر بارون مي اومد! و مدرسه ها تعطيل می شد....از عصرونه خوردن های بعد مدرسه بنويس....از کارتون نل و حنا! بازم بگم؟!!

نگارنده

راستی اون سايته که اينوايتم! کردی فيل ميل بود!

ع

مشکل ما اینه که معنی معجزه زندگی رو می فهمیم. راسش منم دارم دنبال صیاد می گردم تقریبا پیداهم کردم.تو چه کردی؟ .....

ساره

ای واااااااااااااااااااااااای! من نمی دونستم هنوز اينجا رو آپديت می کنی

ايکاروس

آنگاه ايکاروس به خورشيد رسيد که ديگر بال در ره عشقش سوزانده بود. اياروس جوان است ولی سر حقيقت جويی دارد.او حقيقت پيرامون را بازگو می کند.و از شرم نوشتن باز نمي ماند.

رضا

وبلاگ دختر ارديبهشتی اصنشم در پيت نيست اصنشم در پيتی نشد هيچم دی پيتی نخواهد شد!

منیر

مهربانی ها ودلجویی هایت ب کنار اما عزیز یک قلب با چسب زخم درست نمیشود