** فکر کنم خیلی دیر شده دیگه ولی خب من همین امروز اومدم و دیدم...مرسی سورنا جونم.مرسی گلی جونم.

ـ من آدم به شدت محافظه کاری هستم..و اصلا توانایی اینو ندارم که قاطعانه روی حرفم وایسم یا قاطعانه جواب کسی رو بدم...یا.....این خیلی بده و خیلی سعی کردم این طور نباشم .

ـ ترسو هم هستم و از ارتفاع ( هرچند یک متری یا کمتر!!!) و غرق شدن تو دریا می ترسم...

ـ کلاس سوم راهنمایی مامانم معلمم بود. امتحان ثلث دوم رو ۲۵ صدم غلط داشتم؛ سوالش جاخالی بود و جوابش می شد ( ندارد) که من نوشته بودم؛( دارد) . روز دوم عید وقتی مامانم اینا رفته بودن عیددیدنی؛ رفتم سراغ کمد مامانم و درشو با عملیات ژانگولر باز کردم و یه (ن) ناقابل به اول جوابم اضافه کردم...بدترین بیستی شد که تا به حال  گرفته بودم.

ـ در دوران کودکی آرزو می کردم پیامبر بشم!! یه بار هم خواب دیدم رئیس جمهور شدم و مردم اومدن و با مشتهای گره کرده در هوا برام هورا می کشن !! و من دارم براشون سخنرانی می کنم... حالا کجا ؟؟ تو تراس یه بیمارستانی !! احتمالا بعدنا رئیس بیمارستان بشم!!!!!!

ـ اولین L.P  بخش اطفال رو انجام دادم و تا آخر دوره به سخنان هم گروهی های محترم مبنی بر آوردن شیرینی وقعی ننهادم!!!

 ـ یک بار در یک عملیات انتحاری و به علت کل کل کردن؛ تونستم کلم پلوی سرد ؛ سیر ترشی و پنیر رو با هم تناول کنم.13.gif. ( چیزیم نشد ؛ نمردم)

/ 16 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نگارنده

اينکه شش تا شد!نوچ نوچ!!سومس و چهارمی خيلی جالب بودن کلم پلو سیر ترشی و پنیر

سورنا

سلام:) ممنون که تو هم وارد بازی شدی همه ما محافظه کاری های خودمون رو داريم تو ديگه از من يه قدم جلو تر بودی پس ميخواستی پيامبر بشی

Flu

من همينجام پاهام توی آب زلال روونه که نوک شاخه های يه درخت بيد توش به دست آب داره بازی می کنه! و يه آسمون آبی با نسيم ملايم!!

golie

GHORBOONE OON AREZOOOAT.HEHE:*

شیوا

اخی چه با مزه..... اون گرگ در شکم رو هم دوست داشتم..

مريم

نه خوب نيستم ...

سحر

سلام دوست عزیز، اگه میخوای چیزی شبیه تبلیغات Google اما به فارسی توی وبلاگت بگذاری و از این راه هم درآمد داشته باشی و هم سایتت یا هر چیز دیگه ای را در بقیه سایتها معرفی کنی تا بازدیدکننده هات زیاد بشن، یه سری به سایت ads.blogabzar.com بزن. کافیه وبلاگت در روز بیشتر از 10 بازذدیدکننده داشته باشه. فقط لطفا موقع ثبت نام، در قسمت نام معرف بنویس: sahar1986 یه سری بشون بزن و امکاناتشون را ببین. ضرر نداره :) قربانت سحر

پرهام

چه همگروهی های بيمزه ای. اه اه . آخه ال پی کردن هم شيرينی داره . اونم رو يه طفل بيچاره. زجر آورترين کار دنياست. اون موقعی که پسرم تو بغلم بود و با نگاهش التماس می کرد که نجاتش بدم. ۸ ماهش بود هنوز نمی تونست حرف بزنه. گريه وحشتناکی می کرد. باز خدا پدر رزيدنته رو بيامرزه که با همون اولين بار تونست بگيره. ۱۵ ساعت بعد گفتن دوباره بايد انجام بديم. ديگه زانوهام توان تحمل وزنم رو نداشتند. پاهام تا خورد و پشت در اطاق افتادم يعنی وا رفتم. صميمی ترين دوستم که از همه عالم و آدم بهم نزديکتره اسمش حسينه و دکتره . گفت پرهام تو نمی خواد بيای تو خودم ميرم. چند دقيقه بعد پسرم رو که از فرط گريه کبود شده بود تو بغلم گرفته بودم و پا به پاش اشک می ريختم. مادری نبود که آرومش کنه. تو بغلم فشارش می دادم و ميگفتم برات بميييييييييييييييرم بابا تموم شد تموم شد گلم عزيزم................. وای که چه شب گندی بود و اين مننژيت لعنتی چه به روز من و بچه ام آورد. بازم ميگی ال پی شيرينی داره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟