انقدر ازش دور شدم که خجالت میکشم باهاش حرف بزنم. از این پایین. از تو این گنداب بدی و پلیدی و حقارت و نفرت.ازش دور شدم و طبق عادت همیشگیم خجالت میکشم برم طرفش. خجالت میکشم مثل قدیم باهاش حرف بزنم. درد دل کنم. واسطه فرستادم. به یکی گفتم جام حرف بزنه. به جام بگه من چی میخوام و خودم پشت در بسته نشستم. خودم نمیتونم حرف بزنم باهاش . زبونم نمیچرخه . گفتم دعام کنه. گفتم .خیلی بهش گفتم. میدونم این کارو میکنه. میدونم. اما خودم چی؟ چی شد اون همه دوستی ؟ اون همه صفای دل؟ اون همه یه رنگی؟
از این پایین نمیشه به بالا نگاه کرد. اینجا همه چی زنگار گرفته. دل من سیاه شده. تنهای تنهام و میدونم دارم کم کم ؛ کم کم تبدیل میشم به..... به همون آدمی که تا چند سال پیش ازش میترسیدم.
من صفای دلمو فروختم. من نمیتونم دیگه اون آدم قبلی باشم. من احتیاج دارم اما مغرورم و خجل. به داد من نمی رسی؟ نمی رسی؟ نمی رسی؟
{و چون در دریا به شما خوف و خطری رسد در آن حال به جز خدا همه را فراموش می کنید؛آنگاه که خدا شما را از خطر نجات داد و به ساحل سلامت رسانید باز از خدا روی میگردانید و انسان بسیار کفرکیش و ناسپاس است.} اسراء / ۶۷

منو ببخش واسه این قلب سردم. منو ببخش واسه خجالتم. منو ببخش واسه بد بودنم..منو ببخش واسه همه چی....
/ 14 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شهرام

آب گفت آلوده را در من شتاب / گفت آلوده كه دارم شرم از آب / گفت آب، اين شرم بي من كي رود ؟/ بي من ، اين آلوده زايل كي شود؟ ... مثنوي - دفتر دوم

شهرام

http://www.iravertex.com/clip.asp?id=20 اين يه كليپه . حتما آدرسشو پيست كن نگاه كن

روهام

اگر خدا فقط برای آدمهای خوب و پاک و زلال بی گناه باشه اون خدا به چه دردی می خوره؟ خدايی خدا به اينه که عاشق آفريده هاش و گناه های کوچک و بزرگ ما برای خدا چيزی نيست که نتونه ازش بگذره...

رفا

هميشه سعی کردم که اين آيه مشمول حال من نباشه. خدايا خودت کمکون کن که نباشه. زنگار دلت رو کسی جز خودت نيمتونه پاک کنه. اون بايد توفيقش رو بده که ميده. بايد خودت پاکش کنی.

رفا

فقط به رحمان و رحيميش شک نکن

ايمان

سلام بر دختر ارديبهشتی ٬ آمين

حسين

از درگاه خدا نااميد نشو

در دل آتش

فکر ميکنم با خوندن اين متن خيلی ها ياد خودشون افتادن٫ از جمله خود من...مطمئن باش در اين احساسات تنها نيستی...

امير

و خدايی که همين نزديکی است

ع

خلق الانسان فی الکبد.