حسی دارم شبيه حس احمقانه يه آدمی که بعد از بی خوابی ممتدی ؛ الان که بعدازظهره تازه خوابش برده ؛ عميق. صدای زنگ تلفن مياد؛ گيج و گول ؛ اولش نمی فهمه اين صدای چيه. بعدش کمی که فکر ميکنه؛ می پره و گوشی رو ورميداره؛ ازون طرف صدای يه بچه مياد ــ فکر ميکنه که پسر بچه اس ــ ميگه: ببخشيد صديقه خانوم !هستن؟ و اون بداخلاق  ميگه اشتباه گرفتين و گوشی رو ميذاره. ميره که دوباره بخوابه هی تو تختش وول می خوره؛ پتو رو کنار ميزنه و دوباره می کشه روش.خوابش نمی بره ديگه.به صدای پسر بچه فکر ميکنه. به اينکه واقعا پسر بود؟ به اينکه صديقه خانوم چيش می شد؟ دوست دخترش؟ نه بابا بچه تر از اين حرفا بود صداش. مامان بزرگش؟ شايد. آره مامان بزرگ خوب چيزيه و سعی می کنه سناريو رو ادامه بده تو ذهنش....واسه مامانبزرگش که رفته بوده مهمونی  زنگ زده  که بهش بگه ..نه نه شايدم کلفتشون بوده؟ ها؟ کلفت بهتره ها....گرمش ميشه. تشنشه. حس ميکنه که تا ته گلوش تشنه است. فکر ميکنه چيکار کنه چاره ساز اين تشنگی باشه ؟ ميره و دو قاچ هندونه واسه خودش درست ميکنه. هندونه سرخ سرخه.تو اين ظل گرما فکر ميکنه که حتما جيگرشو جلا ميده..چنگال بر نميداره. می خواد گاز بزنه همون جور قاچها  رو.گاز ميزنه و گاز.اما نمی دونه که چرا تشنگيش بر طرف نميشه. انگار نه تا ته حلقش؛ بلکه تا پشت حلقش تشنه است..همونجا که تو آناتومی بهش ميگن...هی به خودش فشار مياره؛ يادش نمياد..هی شکلهايی که سر کلاس تئوری E.N.T  استادشون با طمانينه رو برد واسشون ميکشيد رو سعی ميکنه يادش بياد. که يادش نمياد. بی خيالش ميشه. ميره سراغ يخچال و از بطری آب ــ بطری مخصوص خودش ــ يه نفس سر ميکشه. پيش خودش ميگه خوبه که برادرزاده هاش اينجا نيستن.تا اونو در حال سر کشيدن ببينن. خودتون نگفتين آبو بريزين تو ليوان بخورين؟
هی تشنشه. هی تشنشه. حالا جيشش هم گرفته. هی ميره دستشويی جيش ميکنه و بر ميگرده. بعد تشنش ميشه بعد يه نفس آب ميخوره. بعد ميره جيش ميکنه. بعد تشنش ميشه. بعد آبو قلپ ميزنه يه نفس ....بعد جيش...بعد تشنگی...بعد آب... بعد جيش....
احساس احمقانه اون آدمه رو دارم. من.

 

/ 9 نظر / 14 بازدید
Elahe

من خودم يه ارديبهشتی هستم.ميگن ارديبهشتيها خيلی با حال هستن ولی من تو خودم چنين چيزی نديدم.دوستم که ميگه من يه ارديبهشتيه کاملم.وبلاگ قشنگی هم داری برات ارزوی موفقيت ميکنم.

shahram

چه حسی ؟ ! منم تشنه ام شد برم آب سر بکشم با پارچ ( چشمک) خوبی دختر ارديبهشتی ؟:)

alireza

خدا به دور... اين همه صحبت از جيش کردی ... لااقل يه بار مي گفتی؛ گلاب به روتون ؛ ... حالا حس اين آدمه رو داشتی يا واقعا تشنگی ... آب ... جيش ... بودی؟

mina

وای اين چه حسيه؟ حميده جونم منم هندونه ميخوام:)

سورنا

سلام:)خوشحالم که پيداتون کردم خانوم دکتر:)

سورنا

همينجوری دارم ميخونم و ميخونم و کيف ميکنم...

maryam

فقط جيشش ميگیره