چخميشده

۵/۷/۸۴  ساعت پنج عصر...خانه ی بهداشت روستای «ا».

ـ مریضا تموم شدن خانوم محمدی؟
ـ یه نفر بیرون هست؛  پسرش رفته کارت روستائیشو بیاره
بیرون را نگاه می کنم. مردی حدودا ۴۵ ساله روی اولین پله ی خانه ی بهداشت چمباتمه زده و سیگار می کشد.
بعد از ده دقیقه معطلی مرد با پسرکی ۸-۹ ساله وارد می شود. در نگاه اول سر پسرک توی ذوق می زند. متوجه بخیه های درشتی می شوی که انگار سرش را بالاتر از پیشانی به دو ناحیه کاملا مجزا تقسیم کرده است...بخیه هایی که گویا با نخ یک /صفر و در کمال بی دقتی و شاید بی رحمی زده شده بودند.
ـ بچه که بوده الاغ لگدش زده ؛ سرش شکسته
ـ  حالا چی شده؟
دست پسر را نشانم داد. دست راست پسر؛ از آرنج خم شده بود و باز نمی شد. با تورم  و گرمی ناحیه ی پشت آرنج....
ـ از کی این جور شده؟ کی ضربه خورده؟
ـ یخ بابا! چخمیشده!
ـ نه وقتن؟
ـ بیر آیران!
ـ یک ماهه اینجوریه؟ چرا دکتر نبردیش؟
ـ چخ میشده....چخمیشده...
ـ خب! چرا دکتر نبردیش؟
ـ بابا چخمیشده...دکتر لازم  اولمی...
ـ یعنی چی چخمیشده؟ هی می گی چخمیشده چخمیشده......خانم محمدی چخمیشده یعنی چی؟
ـ یعنی در رفته
ـخب؛ چخمیشده؛ در رفته؛ نباید ببریش دکتر؟ می بینی که دستش کج شده از بس نبردیش دکتر
ـ یخ بابا کج نشده صافه...اینه بده دردش ساکت شه
ـ اه؟ این دست کج شده ...نمی تونه صافش کنه...عزیزم دستتو بده من....دیدی نمی تونه؟
ـ یخ! الان اینجوری می کنه.. دوتا اینه بده ما بریم
ـ باید ببریش شهر
ـ شهر لازم نیست...
ـ یعنی چی لازم نیست این عفونتم داره می کنه...باید حتما ببریش...ما اینجا اینه نداریم....اصلا آوردی اینجا من چیکارش کنم؟ مگه من با این جعبه سیاری معجزه می کنم؟ من که داروی خاصی ندارم اینجا
ـ من شهر نمی برم....خودش خوب میشه

 توضیح و اصرار و ابرام من فایده ای نداشت...دست پسرک را گرفت و با حالت قهر از خانه بهداشت بیرون رفت

پسرک تنها...پسرک تنهای بیچاره... هیچ وقت دیگر ندیدمش...نه بعدها که بیمه ی روستایی آمد و برای پرکردن پرونده های سلامت بیشتر اهالی را ویزیت کردم و نه حتی زمانی که برای معاینه ی دانش آموزان به مدرسه ها می رفتم ...پسرک تنهای بیچاره ......

/ 16 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهشاد

بيچاره اين طور بچه ها که تعدادشونم کم نيست ... از مسائل کوچيک گرفته تا ...

روهام

سلام حميده جونم خوبی؟ چقدر دلتنگ و خسته نوشتي. الان همه نوشته هات رو خوندم. بالاخره امتحان کوفتی تموم شد. دختر بذار برو يه سفر يه آب و هوايی عوض کن. راس می‌گم الان جون می‌ده شمال هوا محشره. باورت نمی شه درخت ها دارن شکوفه می دن... همش به خاطر احمدی نژاده باور کن!

روهام

از بابت تبريک و اينها هم ممنون.

بی نام

روزی بگم ۲۰ نفر - حداقل - از اينا رو منم می بينم دروغ نگفتم ... هميشه فکر می کنم بقيه جاهای دنيا هم از اينها هست؟

دختر اتش

بابا اينا کين ديگه ه ه ه ه ه ه ه .. چی ميکشی تو اونجا عزيزکم.... .. اپيدم راستی..ضمنا بدون اجازه هم لينکيدمت !

مريم

سلام عزيزم چرا انقد به گذشته برمی گردی تو ؟؟!!! البته من خودم اينکارم ولی تو که انقد بزرگ و عاقلی ديگه چرا ؟

پاسارگاد

سلام خانم دکتر مگه شما دکترها هم احساس دارين؟ يه خانم دکتر مثل تو ۲ سال تمام التماسم کرد که منو بگير وقتی که بعد از ۲ سال منو راضی کرد و ۳۰ ساعت به موبايلم زنگ زد رفت زن يکی ديگه شد! ميدونی ضربه روحی که من از اون خوردم بيشتر از در رفتگی دست اون پسره بوده نه؟ از همه دکترها متنفرم! راستی منو ياد خانه بهداشت انداختی! آخه من سربازی پيام آور بودم کارشناس بهداشت.

رضا

نگران نشو... می برندش پیش یکی که بلده دررفتگی را جا بندازه :) بهش می گن: سینخچه یعنی شکسته بند :دی

رضا

پسرک تنهای بیچاره :دی