وقتی با درخت بودم؛
پرنده می گفت:
درخت را بايد با رنگ سبز نوشت
تا من آرزوی پرواز کنم.
من درخت را فقط با مداد زرد می توانستم بنويسم
ـ تنها مدادی که داشتم ـ
و پرنده در زردی
واژه ی درخت را پاييزی می ديد و
                                            قهر می کرد.


ـ احمدرضا احمدی ـ

/ 9 نظر / 11 بازدید
ایمان

سلام بر دختر ارديبهشتی ٬ ببينم بقيه متنها کجان ؟بيچاره پرنده .

HaZyAn

عمرا من که از رو رفتم!!!

shahram

ببينم تو مملکت ما . مگه هنوز درختی هم مونده

shahram

راستی پستهای قبليت کوشن پس

mina

گلم خوبی ؟ چقدر اين شعر قشنگ بود يه جور بدی غمناک بود ولی خيلی قشنگ .نوشته های قشنگ قبليت رو ديگه نميخواستی حميده خوب من ؟؟؟

رفا

زردی زرد. سبزی سبز. فکر کنم سبز هم از زرد درست شده. نه؟؟

mina

مرسی گلم :):*******

poorya

وبلاگ قشنگی داری عزيزم